تبلیغات
سلحشوران آبی پوش - زندی دیوید بکهام ایران
ورزشی ، فرهنگی ، سیاسی

زندی دیوید بکهام ایران

تاریخ:سه شنبه 18 بهمن 1390-11:13 ق.ظ

پدر ایرانی، مادر آلمانی. فریدون زندی درست از همان روزهایی که با پیراهن شماره ده کایزرسلاترن در فریتز والتر اشتادیون خوش می درخشید سر زبان ها افتاد.
شور و هیجان حضور زندی دو رگه با سابقه حضور در تیم های ملی رده های سنی آلمان ها در ترکیب تیم ملی ایران به قدری در محافل ورزشی ما صدا کرده بود که خیلی ها برای استقبالش به فرودگاه رفتند و امضا گرفتند و ذوق کردند. زندی خیلی زود در دیدار دوستانه برابر آذربایجان با یک ضربه آزاد دیدنی اولین گل ملی اش را زد و بسیاری را امیدوار کرد. چندی بعد پاس گل تاریخی او به محمد نصرتی در شب صعود ایران به جام جهانی فوتبال مثل دو پاس ارزشمند علی پروین به غفور جهانی و علی دایی به خداداد عزیزی در تاریخ نه چندان عریض و طویل ما و جام های جهانی ماند و عکس هایش به دیوار اتاق ها قاب شد.ضربه آزاد استثنایی او به دروازه چین در جام ملت های 2007 از دیگر خاطرات شیرین ما ایرانی ها با "دیوید بکهام" مان است.
سقوط. از لاترن و بوندسلیگا به قبرس، از قبرس به استیل آذین، از آلمان به ایران. خودش می گفت در ایران من را نمی خواهند، دوست ندارند موفق باشم، حمید استیلی را مانع می دانست، مشکل کمردردش را بهانه می کرد و در جمع کریمی ها و مهدوی کیاهای معمولی استیل آذین گم شد و فراموش شد. زندی گرچه در جریان نقل مکانش از غرب به شرق به ظاهر سقوط کرد اما مطمئنا در بیست و هفت سالگی اندک شانسی برای حضور در ترکیب تیم ملی سرزمین مادری اش در بزرگ ترین فستیوال فوتبال جهان نداشت. او با حضور در ترکیب بیست و سه نفره ایران در جام جهانی فوتبال نامش را در تاریخ ثبت کرد و همین بهانه ای شد تا فدراسیون جهانی فوتبال در آپریل 2009 و زمانی که کم تر خبری از او در دست بود در پیامی تولدش را تبریک بگوید و از غیبتش در جام جهانی 2010 ابراز تاسف کند. زندی یکی از ارکان تیم ملی رویایی ما با برانکو بود. تیمی که اعتبارش را از بازیکنانش می گرفت و به بازیکنانش اعتبار می داد.
خورشید که خاموش شود ستاره های دورتر بهتر می درخشند. خاموشی خورشیدهای کهکشان استقلال از فرهاد مجیدی و آندرانیک تیموریان و کرار جاسم گرفته تا مجتبی جباری و آخر از همه هم میلاد میداوودی سرانجام راه را برای زندی باز کرد تا او هم قدری سر زبان ها بیفتد. شاید اگر شلیک سهمگین او در فاصله گل های دوم و سوم ایمن زاید به سمت دروازه حسین هوشیار مثل شلیک اولش در چهارچوب بود و قدری از بخت و اقبال دو رگه ایرلندی، لیبیایی سرخ ها را داشت اشک هایش در پایان بازی لبخند می شدند و مثل روزهای درخشانش در آلکی لارناکا قبرس به چهره اول لیگ بدل می شد. زندی سی و سه ساله امشب بعد از دو نمایش تحسین برانگیز برابر شهرداری و پرسپولیس پس از مدت ها توانست تاثیر بالای ضربات ایستگاهی در بازی های به بن بست خورده را نمایان کند. دو ضربه آزاد دیدنی او با پیراهن ایمان مبعلی نه چندان موفق فصل گذشته بار دیگر خاطرات شیرین محمد نوازی را برای استقلالی ها زنده کرد. ضربات آزادی که حالا آخرین و تازه ترین کورسوی امید پرویز مظلومی برای فتح لیگ یازدهم است. ضرباتی که شاید نگاه مرد چشم آبی را هم به سوی او بازگرداند و پیراهن محبوب شماره 7 تیم ملی را یک بار دیگر بر تن نسخه ایرانی دیوید بکهام کند./ش



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Do you get taller when you stretch?
دوشنبه 16 مرداد 1396 04:27 ق.ظ
I just like the helpful info you provide in your articles.
I'll bookmark your weblog and check once more right here frequently.
I am reasonably certain I'll be told a lot of new stuff
proper here! Best of luck for the next!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر